زمانی بود که سریع در مورد اینکه چقدر «سرم شلوغ» است صحبت میکردم تا اینکه یک دعای روزانه از ... میخواندم. ارتباط هدفمند در زندگی که چیزی شبیه به این میگفت «اگر سرتان شلوغ است، شاید لازم باشد چیزی را رها کنید.» ریک وارن بحث کرد که اگر کاری که انجام میدهیم بخشی از هدف ماست، پس زندگی خود را پر و سرشار از معنا بدانید.
از آن زمان به بعد، حالا میگویم اوضاع خیلی «خوب» بوده است و نه کلمه «ب».
خب، احتمالاً میتوانید تصور کنید که خدمت در انجمن جوانان مسیحی خانواده جکی رابینسون باعث میشود برنامهام پر باشد. بعد مواقعی مثل هفته پیش پیش میآید که همسرم خواهرش را از دست داد و من خبر مرگ غمانگیز برادرم را در دیترویت شنیدم، که فقط میتوان از خود پرسید چقدر پر است؟
بنابراین درست زمانی که از خود میپرسید آیا کاری که در بازی زندگی انجام میدهید واقعاً تغییری ایجاد میکند، یادآوریهایی مانند این پیامی که امروز رسید دریافت میکنم که میگوید من هر روز بهشتم را در YMCA خانواده جکی رابینسون صرف انجام کارهای خوب روی زمین میکنم:
مربی ورزشی،
وقتی برای اولین بار وارد انجمن جوانان مسیحی جکی رابینسون شدم، ۱۲ ساله بودم. برای پیوستن به جکی رابینسون مونارکز، تیم بسکتبال دختران ۱۲ سال به پایین که شما مربی آن بودید، مضطرب بودم. پذیرش چیزی نبود که در تیم یا YMCA نگرانش باشم. با چنین فضای حمایتی، تیم جوانان مسیحی جکی رابینسون به سرعت به خانه دوم من تبدیل شد. عضویت در تیم بانوان مونارکز، دری به سوی تجربیات متحولکننده زندگی، دوستان مادامالعمر و هموار کردن راه برای حرفه بسکتبال آینده من گشود. ما به شهرهایی در سراسر کالیفرنیا، کنتیکت و همچنین سفری به شهر نیویورک در تابستان قبل از ۱۱ سپتامبر سفر کردیم. ما حتی توسط شورای شهر سن دیگو به عنوان روز رسمی بانوی مونارک در YMCA جکی رابینسون مورد تقدیر قرار گرفتیم!
بعد از دو سال بازی برای تیم مونارکز، سرانجام دوران حرفهای بسکتبالم را به سطح دبیرستان در دبیرستان مونت میگل رساندم. سپس در سال اول دانشگاه در دانشگاه UCLA به سطح دانشگاه ادامه دادم و سپس برای دو سال باقیمانده به دانشگاه ایالتی سن دیگو منتقل شدم. مفتخرم که به دستاوردهایم به عنوان یک بازیکن بسکتبال نگاه میکنم و هرگز فراموش نمیکنم از کجا شروع کردم.
اگرچه تجربه من در بازی بسکتبال قطعاً به شخصیت من کمک میکند، اما برای همیشه دوام نمیآورد. گذشته از بسکتبال، انجمن YMCA جکی رابینسون به من کمک کرد تا اهمیت جامعه را درک کنم. به عنوان یک تیم، ما در بسیاری از فعالیتهای خدمات اجتماعی شرکت داشتیم.
اگرچه ممکن است دیگر ۱۲ ساله نباشم، خاطرات، درسها و تجربیات جکی رابینسون در YMCA برای همیشه در من حک خواهد شد. وقتی شروع به نوشتن کردم، متوجه شدم که Y چه کارهای زیادی برای من انجام داده است،
آنقدر که نمیتوانم تمام تجربیات تغییر دهنده زندگیام را فهرست کنم. بدون تأثیر عمیق انجمن جوانان مسیحی (YMCA) بر زندگیام، رسیدن به جایگاه فعلیام غیرممکن بود. به خودم قول دادم هر زمان که بتوانم، هر کاری از دستم بربیاید برای جامعهام انجام دهم.
روز جمعه ۲۵ ژوئن ۲۰۱۰ در تئاتر لیسئوم در مرکز شهر سن دیگو، شرکت تهیهکنندگی من، اینسیبل پروداکشنز، میزبان ... خواهد بود. نمایش مد Passion 4 و بخشی از درآمد حاصل از آن به برنامه ورزشی جوانان «به یک تیم بپیوندید، نه یک باند» در مرکز جوانان جکی رابینسون اهدا خواهد شد. اگرچه برای من مهم است که ابتدا یک مشکل را در جامعه تشخیص دهم، اما تلاش برای کمک به تغییر آن حتی مهمتر است. من آن دختر ۱۲ ساله را به یاد دارم که وارد مرکز جوانان جکی رابینسون شدم و رویای تبدیل شدن به فردی بزرگ را در سر داشتم. اکنون که خانواده جکی رابینسون به من کمک کردهاند و همچنان به من کمک خواهند کرد تا به فردی بزرگ تبدیل شوم، نوبت من است که به فرزند بعدی کمک کنم تا به رویاهایش برسد. 
جریکا ویلیامز
jericabwilliams@gmail.com
(619) 993-0601
امیدوارم از تلاشهای جریکا برای کمک به خانواده جکی رابینسون در YMCA در شب جمعه حمایت کنید. همچنین میتوانید به صورت آنلاین به نام او از طریق اهدایبا این کار، به جریکا میفهمانید که داستان Y او ... درست سر وقت!