روئل اولین گزارش میدهد: «ما شش صبح در هفته اینجا هستیم.» او میگوید که زومبا باعث شد باب گرینچوک به زومبا علاقهمند شود، اما «او یک طرفدار پروپاقرص نبود.»
باب اشاره میکند: «من ریتم ندارم،» و اضافه میکند: «شرمآور بود.»
در شش سال گذشته، این زوج در کلاسهای ورزشی گروهی متنوعی شرکت کردهاند و در نهایت به تناسب اندام در تمرینات هوازی با شدت بالا و پایین با کوری رسیدهاند. باب میگوید: «ما حالا گروهی از دوستان صمیمی داریم» و اشاره میکند که اگرچه همه آنها همسن و سال و با دردها و ناراحتیهای مشابه هستند، اما ورزش منظم به سلامتی آنها در دهه هفتاد زندگیشان کمک کرده است. روئل میگوید: «فکر میکنم احتمالاً انعطافپذیرتر و سرحالتر شدهایم.»
باب تأیید میکند: «من میتوانم کارهای بیشتری انجام دهم و حاضرم چیزهایی را امتحان کنم که معمولاً انجام نمیدهم. بعضی از افراد همسن ما تمام روز را در خانه میمانند و چرت میزنند. فکر میکنم تمام خونی که در مغزمان جریان دارد باعث میشود احساس شادابی بیشتری داشته باشیم!»
روئل که اخیراً به دلیل مصدومیت از میادین دور بود، بیصبرانه منتظر بازگشت به روال عادی زندگیاش بود. «من بیحوصله و کسلکننده بودم! این بخشی از زندگی ماست. نمیتوانم این کار را «نکنم»... این یک راه نجات است.»
و آنها میخواهند مطمئن شوند که دیگران نیز فرصت حضور در Y را دارند. بنابراین، آنها به طور منظم در کمپین سالانه مشارکت میکنند.
روئل خاطرنشان میکند: «انجمن جوانان فقط برای ما نیست. ما حق عضویت خود را پرداخت میکنیم که با توجه به آنچه دریافت میکنیم بسیار معقول است. ما فرصتی برای دیدن بچههای زیادی نداریم، اما اینجا صبح شنبه دخترها را با لباسهایشان میبینیم، و همچنین کودکان نوپای شیرین و افراد مسن. انجمن جوانان از همه حمایت میکند.»
باب اضافه میکند: «ما از اینکه انجمن جوانان بورسیه تحصیلی ارائه میدهد، خوشحالیم. یکی از دلایلی که به انجمن جوانان بورسیه میدهیم، حمایت از جوانان است.»