در این مجموعه از «وسایل یک نفر» نگاهی به وسایل سباستین وارلا میاندازیم. این کارمند قدیمی کمپ موجسواری YMCA به شما میگوید که به چه چیزی نگاه میکنید و این وسایل برایش چه معنایی دارند!
رفیق: چای آرژانتینی (تلفظ میشود: ما-تی). نوشیدنی گرمی که معمولاً با دوستان خود به اشتراک میگذارید، سرشار از مواد معدنی! بسیار سالم برای شما. (بیشتر بدانید…)
کلاه، عینک آفتابی و مهره: اینها نمایانگر تابستان من هستند! کلاه - مارینرز روستای مورد علاقه من است. عینک آفتابی - بدون آنها نمیتوانم بیرون بروم. مهرهها - به تمام مهرههایی که در اردو به دست میآورم افتخار میکنم!
بوم باکس کوچولو: من به موسیقیام نیاز دارم... هر جا که بروم.
عکس قدیمی اردو: با بهترین دوستم ماتیاس... در سال ۲۰۰۲!!! بله، من خیلی پیرم... :))
پیراهن نجات غریق: یکی از اولین تیشرتهای گارداویدا/نجات غریق من از خانه، من آن را هر جا که میروم با خود میبرم، به آن خیلی افتخار میکنم!
کتاب مورد علاقه من: در واقع یک داستان حیوانات است! من مدتها پیش آن را خواندهام و از آن زمان با من سفر میکند.
کلید: کلید خانهی پدر و مادرم، جایی که بزرگ شدم... ارزش احساسی زیادی دارد.
بازی تیکی تاکا!!! این یکی از بازیهایی است که وقتی بچه بودم بازی میکردیم و حالا آن را در دفترم دارم!!! شما را به امتحان کردنش دعوت میکنم! (یک ویدیوی یوتیوب از چند بچه که این بازی را انجام میدهند پیدا کردم... در آرژانتین نیست اما به شما ایده میدهد)
پیراهن تیم ملی فوتبال آرژانتین: خوشقیافهترین پیراهن :)، و این پیراهن نمایندهی آرژانتینیها در سراسر جهان است.
سباستین وارلا سرپرست واحد آموزش در فضای باز
سباس از آرژانتین به ما سر میزند. او اولین بار در سال ۲۰۰۱ پس از اخذ مدرک معلمی ورزش در باهیا بلانکا، بوئنوس آیرس، به کمپ سرف آمد . سباس برای آکادمی نجات غریق سن دیگو به کالیفرنیا سفر کرد و با یکی از دوستانش به کمپ آمد. او به مدت یک هفته داوطلبانه در کنار ساحل ما بود تا ببیند ماجرا از چه قرار است. خلاصه بگویم، سباس عاشق کمپ شد! از آن زمان، او علاوه بر کار در آرژانتین، اسپانیا و کاستاریکا در ۱۱ سال گذشته، موفق شده است زمان زیادی را در کمپ بگذراند. ما هیجانزدهایم که بالاخره او را به عنوان هماهنگکننده تمام وقت داریم! سباس عاشق فعالیتهای فضای باز، تنیس، شنا، موجسواری، کمپینگ است و هنوز هم به سفر علاقه دارد. یکی از نقل قولهای مورد علاقه او این است: «دنیا گرد است تا دورش بچرخیم!» (یا چیزی شبیه به این!).